گم شده ام در این دیار عاطفه
هر کی میاد پشت سرم حرف می بافه
خسته شدم از تک روی تنها روی
از مشقله و گونی و این متنی
رسم ماها تو مدرسه واسه ی چیه
عاشق هم جنس شدن علافیه
این حرف هایی که می زنیم بی معنیه
این کا هایی که می کنیم عاشقیه؟؟؟؟؟
یکی بود یکی نبود
کاشی خیلی تنها بود
متنی پیش صابی بود
یکی بود دو تا نبود
Polly فکر بازی بود
سارا هم فوتبالی بود
مانتو ها خودکاری بود
دو تا بود سه تا نبود
الو بود غزال نبود
آمنه قلبمو ربود
زهرا تو وراجی بود
شیش تا بود شیش تا نبود
گروه فعال بود ولی اوباش نبود
شصت تا بود شصت تا نبود
شصت تا موند شصت تا نموند
یکی از شصت تا توی غصه موند
همه چی غم زده بود
ببعی پیش زتی بود
غزاله تک روی بود
نخی پیش خاله بود
مامانم این جا نبود
دوست جون وب گردی بود
نگین هم نصفش نبود
کاشی این شعرو سرود
هی خدا جون عاشقتم
هی خدا جون عاشقتم ....امسال هم مثل پارسال گذشت اما با خاطراتی جدید خاطراتی که تو ی ذهن هممون ثبت می شه :
یادمه روز اول امسال همه یه سرو گردن بزرگ تر شده بودن و کسایی که تا همون سه ماه پیش کنارمون راه می رفتن حالا فقط به عنوان یه همسایه دیده می شدن .....
اون روزی که آمنه به پیشنهاد من توی ماستش یه نمک دون نمک خالی کرده بود و من هم توی ساندویچم یه نمک دون فلفل خالی کرده بودم...هنوزمزه ی ماست و ساندویچ تو دهنم مونده ...و یادش توی ذهنم جا خوش کرده ....اول زهرا خورد ، رفت بالا آورد ..بعد ساراخورد ، رفت بالا آورد...وبعد هم من و متنی.دست سارا ماستی شد ، زد به من ، من دستمو کردم تو ماست زدم به آمنه ، آمنه زد به زهرا ، زهرا به متنی و....خانوم کلاه دوز و نمره انضباط
5/ 18...
موضوع بعدی خود کشی من تو کاشان ، یادتونه تو کاشان از طبقه ی بالا می شد پایین رو دید و حتی از اون بالا پایین پرید ...همه چیز اول از یه شوخی شروع شد ، رفتم اون بالا وایساذم و به شوخی گفتم می خوام خود کشی کنم ..همه گفتن اگه می تونی بپر ، تو می تذسی و از این جور حرف ها ... منم جو گیر گفتم اگه بپرم بهمچی میدید ؟ متنی گفت آدامس ومن هم درجاخودم روفدای اردو و آدامس کردم و پریدم ...
فوتبال در نبود بقیه ی بچه ها خداییش حالی کردیم ها ولی معلوم نبود فوتباله ، والیباله ، هندباله ، بسکتباله ، شوتباله ، هدباله ، یا هر باله دیگه ای که بلد نیستم ....
تبلیغات:
اخراجی های 3به بازار آمد
با هنر نمایی : الو و سارا برای شنیدن خلاصه ی داستان به
کارگردان : سرکار خانم لیاقت نمایندگی های معتبر مراجعه کنید
گزارشگری : کاشی
۱- فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست
۲-خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري
۳-خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در
روزي مردي به سفر ميرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه ميشود که هتل به کامپيوتر مجهز است . تصميم ميگيرد به همسرش ايميل بزند . نامه را مينويسد اما در تايپ ادرس دچار اشتباه ميشود و بدون اينکه متوجه شود نامه را ميفرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي ، زني که تازه از مراسم خاک سپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا اشنايان داشته باشه به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند . اما پس از خواندن اولين نامه غش ميکند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش ميرود و مادرش را بر نقش زمين ميبيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:
گيرنده : همسر عزيزم
موضوع : من رسيدم
ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش انها اينجا کامپيوتر دارند و هر کس به اينجا مي اد ميتونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا ميبينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه . واي چه قدر اينجا گرمه !!
گفته بودی که چرا محو تماشای منی؟
و آن چنان مات، که یک دم مژه بر هم نزنی!
-مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود،
ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی!!!
|
مرا عمري به دنبالت كشاندي |
|
براي چشـــــــــم خاموشت بميرم |

